برچسب: ضابطیان,
نویسنده: سارا رستمی
برچسب: سیاستمدارانی,
نویسنده: سارا رستمی
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
آری ، بفشار ، باید هم اینگونه باشد . اختیار خنده اش را هم
ندارد ، چرا که تو عروس خانی و او رعیت توست . اوست که چون کالایی ( بر سرش منت
نهاده می شود ) صرفا برای فرار پسر خان از سربازی عروس خان می شود . تو صاحب اولاد
نمی شوی ، بچه او را می گیرند و به تو می دهند ، مهم نیست که او بی فرزندش طاقت
زندگی ندارد ؛ مهم اینست که تو خوشحال شوی . آری شاهزاده و گدا را دیده ایم و خنده
کرده ایم – پسر شاه خطا می
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی
The idea of writing the blog comes from many years ago, when I was the junior at IAU university. Since my childhood I have been describing my family, events and my daily routines and my dear uncle wanted me not to do that and we were always struggling for why I shouldn’t have done that. Many reasons I was given for not sharing them with the others but I still wanted to tell someone my true stories so I was prescribed to write them in a weblog. Even he predicted my viewer would rise to million and "maybe a day you should publish them for your fan" he said. I said that to inform you I'm going to share them here in English and you'll make me happy if give me your Idea.
Thank you
برچسب:
نویسنده: سارا رستمی